سوگ 


     سکوت تنها صدای بین ما بود

     وقتی نرسیده به ایستگاه

     ساک را به دست

     و سقوط را به گردن گرفتی

     و من

     از آسمان چشم تو افتادم

     آبستن ستاره هایی سرد

     و سوگوار سکوتی که دیگر صدا نداشت...