سوگ
سوگ
سکوت تنها صدای بین ما بود
وقتی نرسیده به ایستگاه
ساک را به دست
و سقوط را به گردن گرفتی
و من
از آسمان چشم تو افتادم
آبستن ستاره هایی سرد
و سوگوار سکوتی که دیگر صدا نداشت...
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۲/۰۲/۲۸ ساعت 7:56 AM توسط شیرین رحیمی
|