حراج!
سر ناصرخسرو
ـ كسي ـ آهسته ميگويد:
رو مفت
مو مفت
آبرو مفت
تاريخمصرف هم...
چهره پژمرد
مو پريشان شد
آبرو ـ هم ـ پوسيد
وقتی
از ديدن من سير شدي!
سر ناصرخسرو
حراج شدهاست
كسي كه ديگر ـ من ـ نيست...
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۱/۰۱/۲۲ ساعت 2:51 PM توسط شیرین رحیمی
|