تصویر "آه"
تصویر "آه"
روی میز کنار تخت، یه دسته ورق و یه روان نویسه، نوت بوک روی پاهامه و انگشتام له له میزنن واسه ردیف کردن فکرای درهم و برهمی که به سرعت برق از سرم میگذرن، ...
سرمو برمیگردونم و بهش نگاه میکنم، تعجبی نداره... وقتی دیشب با داد و هوار افکارشو به زبون آورد و مثل همیشه له ام کرد، الان بایدم اینطور راحت و عمیق بخوابه!
نه این بارم انگشتام به گرد پای فکرام نمیرسن، به هیچ روشی نمیتونن "آه" بکشن ...
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۰/۰۵/۰۲ ساعت 2:23 PM توسط شیرین رحیمی
|