سهم من از آفتاب!
فنجان قهوه
نیم خورده روی میز
بغض نیم بندی در گلو
حجم انبوه سکوت ِ بین ما ...
ـ من ـ
می لرزم از سرمای نگاهت...
آن سوی پنجره،
در چشمان زنی
خیره در چشم های تو
ـ آفتاب عشق ـ
غوغا می کند!
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۱/۰۱/۰۷ ساعت 10:4 PM توسط شیرین رحیمی
|