پاره های درد
کمی از این
کمی از آن
پاره واژه های از دهن افتاده ی رهگذری
نفرین مادری
اشک کودکی
و یا غرور شکسته ی یک مرد، پدری
واژه های گسسته یی است که می سرایم
این است شعر من
دردهای همیشه رنجور مردمان
دردهای بی درمان...
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۰/۰۶/۲۷ ساعت 2:11 PM توسط شیرین رحیمی
|